تبليغاتX
کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت

بر چشم شور لعنت

 

غواصی این هفته مالید! یارو زنگ زد گفت که «دریا موجه کاکا» و به این ترتیب کمک کرد که با خیال راحت برم کنسرت سیاوش قمیشی،بدون حرکات ژانگولر و گذشتن از دریا مثل قوم بنی اسراییل.

خوش گذشت. هر چند بیشتر از 10-12 تا آهنگ نخوند و سر و تهشو رو هم آورد.اما دور هم بودن خوبه.در این بین چند تا از بچه ها هم مستقیما به عضویت «تیم ملی تگر» در اومدند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 21:49  توسط پویان  | 

ایران دخت، نوستالجیا و انتخابات

1-      چند تا مجله «ایران دخت» با پست رسید. مادرم فرستاده بود. شکل و شمایل «شهروند امروز» رو داره ولی مطالبش بیشتر اجتماعی و ورزشی و ... تا سیاسی. به هر حال «بودن یا نبودن مساله این است!»اگر بخواهی که باشی مجبوری که تن به این چیزا هم بدی!

2-      رضا یک سری عکس های قدیمی رو گذاشته تو «فیس بوک». آدم باورش نمی شه که 6-7 سال گذشته. کلی خاطرات خوب گذشته زنده شد و کلی خندیدم.فقط حسرت اینکه چرا از دوران دانشگاه این قدر کم عکس باقی مونده! آیا به خاطر نبود دوربین دیجیتال در اون زمانه یا اینکه چی؟خلاصه که پدر «نوستالجیا» بسوزه!

3-      یک مریض اسکیزو داریم که پریروز یکی از «کیس منیجر» ها می گفت که علاقه داره به آدم های مهم نامه بنویسه!!

4-      داستان انتخابات هم که هر روز داره پیچیده تر می شه. امیدوارم که همه چیز به دقیقه نود موکول نشه!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 15:51  توسط پویان  | 

غواصی

بالاخره رفتم و برای غواصی ثبت نام کردم! از پارسال تو فکرش بودم ولی نشد.امسال گفتم که هر طور شده باید این کار رو بکنم. برای اینکار اول باید از یک GP  که جزDive Doctor  ها باشه یک تاییدیه بگیری که کار خیلی عجیب غریبی نبود. چک فشار خون و اندازه گیری قد و وزن و «اسپیرومتری» و معاینه گوش .که حداکثٍر 10 دقیقه طول کشید و 110 چوق پیاده شدم.

 کلاس ها در ملبورن برگزار می شه که دو تا آخر هفته است. هفته پیش مربوط به کلاس های تئوری بود و آشنایی با وسایل و همینطور رفتیم استخر دانشگاه«لتروپ» برای تمرین. این هفته هم می ریم اقیانوس. تا به حال که خوب بوده. حس شناور بودن توی آب حس خیلی خوبی ئه.البته هوا یک مقدار سرد می شه روز یک شنبه.امیدورام که خیلی سرد نباشه!البته فردا شب کنسرت سیاوش قمیشی هم هست و من باید نزدیک 40 -50 کیلومتر رانندگی کنم و مقادیری هم سوار کشتی بشم که از این ور خشکی برم اونور که محل کنسرت ئه!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 15:43  توسط پویان  | 

مستند های بی بی سی

1-برنامه مستند A taste of Iran  از سری برنامه های مستند بی بی سی به گزارشگری «صادق صبا» رو تو «یو تیوب» دیدم. خوشمان آمد. مخصوصا که مربوط به گیلان بود.هر چند که می توانست خیلی با جزییات بیشتری باشه. قسمت بعدی هم مربوط به اصفهان، شیراز و ... است.

 

2- یکی دو هفته پیش هم یک مستند دیگه دیدم از بی بی سی به اسم Iran and The West  که اون هم جالب بود. یک روایت سریع از اتفاقات رخ داده از زمان شاه تا حال حاضر.با یک لحن نسیتا بی طرفانه. نکته جالبش مصاحبه با شخصیت های موثر در رویداد ها بود.البته توی این برنامه هیچ اشاره ای به اسراییل نشد. یا قضیه ایران-کنترا و همینطور سقوط هواپیمای ایرباس. ولی آدم می ماند در کف اینکه این شبکه معظم چه مقدار فیلم و صدا در اختیار داره. من جمله تصاویر مجلس خبرگان که رهبر جدید رو انتخاب می کردند که به گفته گوینده هنوز تو ایران پخش نشده، بعد قریب 20 سال.یا وقتی طالبان به کنسولگری ایران تو مزار شریف حمله می کنند، یکی از کارکنان سفارت زنگ می زنه به وزارت امور خارجه که طالبان نزدیک شدند... دارند میان تو و ... که صداش تو این مستند هست!و بعد هم همه کشته می شوند...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 15:34  توسط پویان  | 

اعتیاد اینترنتی

بالاخره سایت بالاترین بالا اومد که اتفاق خیلی خوبی بود.

امروز از صبح تا حالا چند بار رفتم سایت روز و هر بار همون صفحه دیروزی بود که بود. آخر کاشف به عمل اومد که امروز تعطیل رسمی تو ایران ئه! من نمی دونم سایتی که نصف نویسنده هاش خارج از ایران هستند چرا باید مطابق تعطیلات رسمی ایران به روز بشه یا نشه!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 19:15  توسط پویان  | 

اسکار 2009

مراسم اسکار هم تمام شد. برای استرالیایی ها که بد نشد. مجری مراسم که «هیو جک من» بود و «هیث لجر» هم به اسکارش رسید.ولی من واقعا متوجه نشدم که چرا فیلم«میلیونر زاغه نشین» جایزه بهترین فیلم رو برد. به نظرم فیلم های خیلی خوبی بودند که حداقل می تونستند کاندید بشن مثل: Changelling ، Revulotionary Road  

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 19:12  توسط پویان  | 

دنیای مخفف ها!

نمی دونم که آیا در بقیه کشور های انگلیسی زبان هم همینقدر مخفف وجود داره یا نه. ولی اینجا که به وفور مشاهده می شه .مثل:

ASAP: as soon as possible

DINK: Double income no kids

  که بعضی وقتا خود مخفف به عنوان اسم یا فعل استفاده می شه.مثلا می گویند:

خودتو ASAP  برسون!

 این قضیه مخفف سازی به پزشکی هم سرایت کرده و وقتی وارد یک بخش جدید می شی، یک زمانی باید بذاری برای یاد گرفتن این مخففها. چند نمونش رو تو پستهای اخیر نوشتم .نمونه آخرشم این:

YEPS: Young early onset Psychosis!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 17:30  توسط پویان  | 

CTO

CTO    یا Community treatment order  به برنامه ای گفته می شه که مریض  از بیمارستان مرخص می شه ،ولی باید خودشو مثلا دو هفته یکبار به کلینیک برسونه برای تزریق دارو یا برای پیگیری. که اگه نیاد با پلیس می رند سر وقتش.

در سیستم روانپزشکی یک موجودی هست به اسم  Case manager که یک جورایی مثل یک پرستار ئه که مثلا هشت تا ده تا مریض داره که مثلا هفته ای یکبار بهشون سر می زنه یا اگه لازم باشه زود تر و اگه احساس کنه که اوضاع مریض رو به وخامت ئه دکتر رو در جریان میذاره یا اگه حاد باشه که مریض رو می فرسته بیمارستان. عموما هم مریض ها رو خیلی خوب می شناسند و پیگیر کارشون هستند.

کلا خیلی تفاوت هست بین سیستم روان پزشکی اینجا با ایران. بعضی وقتها فکر می کنم که آیا فایده ای داره این همه خرج و هزینه؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 17:25  توسط پویان  | 

CCT

CCT  مخفف Continuing Community Treatment  می شه. یعنی مریض هایی که بستری بودند، بعد از مرخص شدن از بیمارستان توی این کلینیک پیگیری می شوند. روزهای چهارشنبه هم کلینیک Clopine ئه که مربوط می شه به مریض هایی که روی کلوزاپین هستند. از اونجایی که خطر افت گلبول های سفید یا میوکاردیت هست لذا بایدتو 6 هفته اول شروع درمان هر هفته و بعد هم تا 18 هفته ماهی یکبار آزمایش خون بدند.

 

تا حالا که خوب بوده. یعنی اکثر مریض ها حال و روز خوشی دارند و زیاد مریض قاطی دیده نمی شه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 17:17  توسط پویان  |