تبليغاتX
کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت

دکتر ژیواگو با اعمال شاقه

خیلی وقت بود که دنبال فیلم « دکتر ژیواگو» بودم که وصال دست نمی داد. تا اینکه امروز داشتم کانال ها رو بالا پایین می کردم که یکهو دیدم یکی از شبکه ها شروع کرد به نشون دادن این فیلم -که بر مبنای رمانی از « بوریس پاستارناک» هست. داستان یک پزشک روسی در زمانه انقلاب اکتبر و جنگ جهانی اول و ... با بازی عمر شریف.

صدا و سیمای استرالیا هم دست کمی از همنام ایرانیش نداره و تقریبا هر یک ربع به یک ربع مقادیر زیادی آگهی بازرگانی پخش می کنه و با این تفاسیر یک فیلم حدود 3 ساعته رو طی چهار ساعت تماشا کردم!! چاره ای نبود.



 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 22:28  توسط پویان  | 

انتخابات

من اگه ایران بودم به لبست ائتلاف اصلاح طلبان رای می دادم. کمال مطلوب نیست ولی مطمئنا از رای ندادن بهتره!
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 23:39  توسط پویان  | 

پاچه خواری که کتک خورد!

از سایت روز:

كتك خوردن استيلي‎‎

اما داستان به همين جا ختم نمي شود. عصر ايران گزارش داده است: "حميد استيلي"، فوتباليست و از جمله مربيان فوتبال‎ ‎مطرح ايران که هم اکنون در تيم پيروزي تهران به مربيگري مي پردازد، براي حمايت از يك کانديدا كه گويا پدر داماد ‏محمود‎ ‎احمدي نژاد در حوزه انتخابيه گچساران از توابع استان کهکيلويه و بوير احمد است به اين شهر رفته بوده كه به شدت ‏کتک خورده است. وي براي حمايت از‎ ‎کانديداتوري سردار خورشيدي (پدر داماد محمود احمدي نژاد)در حوزه انتخابيه ‏گچساران‎ ‎به اين شهر رفته بود‎.‎‏ در مقابل غلامرضا تاج گردون، از چهره هاي برجسته اصلاح طلب و معاون‏‎ ‎سابق سازمان ‏مديريت و برنامه ريزي در کابينه خاتمي از اين شهر کانديدا‎ ‎است‎.‎‏ ‏

استيلي سه شنبه شب در محل ستاد تبليغاتي سردار خورشيدي و در جمع مردم ناگهان‏‎ ‎با اعتراض برخي از مردم روبه رو ‏شد که به حضور وي به عنوان يک شخصيت ملي براي‎ ‎حمايت از يک کانديداي خاص انتقاد داشتند که با ارايه جواب از ‏سوي استيلي همراه بود‏‎ ‎اما بگو و مگو ها ميان وي و حاضران و در غياب نيروهاي انتظامي به درگيري فيزيکي‎ ‎انجاميد و ‏استيلي مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از ناحيه دنده آسيب ديد‎.‎

گفتني‎ ‎است برخي حاضران در اين ميتينگ انتخاباتي قبل از اين درگيري، عليه وي شعارهايي را‏‎ ‎سر دادند. استيلي ساعاتي ‏پس از اين ماجرا با تني زخمي به تهران بازگشت.‏
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 18:51  توسط پویان  | 

اخبار

من نمی دونم این چند روزه چی شده که را به را مریض دست و پا شکسته میارن اورژانس که یا از قایق موتوری پرت شدن تو آب یا اینکه از جت اسکی افتادن. اونم با سرعت مثلا 160 کیلومتر در ساعت!آخلاصه بساطی ئه!


شنبه هم دو سه نفر تو روز روشن ، عین دسته گل با ماشین افتادن تو رودخونه!! یکیشون تونست از ماشین بیاد بیرون و شنا کنان بیاد دم رودخونه. دو تای دیگه زیر آب موندن! اینی که زنده بود خورد به پست من. یک مرد 52 ساله ی گریان . معلوم بود که کلی هم مشروب خورده. سابقه آسم داشت و به خاطر این مسائل آسمش عود کرده بود. بهش گفتیم که می خواد با کسی صحبت کنه( مثلا دکتر روانپزشکی چیزی) گفت نه . حالش که بهتر شد رفت. گفته بود که راننده نبوده با این حال خون گرفته شد بابت الکل خون.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:51  توسط پویان  | 

اپرا

پریشب با دیوید، مارگارت و چند تا از دوستاشون رفتیم اپرا. یک اپرایی از ملبورن اومده بود که گویا معروف ئه. به خصوص یک خواننده ی زن داره به اسم «مارینا پرایر» که گویا خیلی معروفه . محل اپرا کنار رود خونه در فضای باز بود. دیوید و مارگارت از 4-5 ماه قبل بلیط خریده بودند. یکی از اعضای گروه کر از دوستانشون بود که گفت می تونه یه بلیط هم برای من گیر بیاره. جمعیت نزدیک دو هزار نفر بود. برام عجیب بود که شهر 60-70 هزار نفری این همه شنونده ی اپرا داشته باشه. البته یک سری هم از شهر های اطراف اومده بودند. و خیابون های اطراف پر ماشین بود. یکی از اسپانسر های برنامه بیمارستان ما بود. چند تا از دانشجو های پزشکی هم به عنوان راهنما اون وسط ها بودند. مساله جالب این بود که یک سری برای خودشون میز و صندلی آورده بودند و بساط مشروب و غذا به راه بود!! برنامه در دو قسمت بود و بینش 45 دقیقه فاصله بود برای شام. یک کشتی بخار هم کنار پارک کرده بود که می تونستی بری و شام بخوری توش.
برنامه چند تا خواننده سوپرانو و تنور داشت. یک گروه کر 40-50 نفری و 20-30 تا نوازنده. و قطعات مختلفی از آهنگساز های مختلف اجرا کردند.
شب خوبی بود. خوش گذشت.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:12  توسط پویان  | 

جریمه

با «دیوید» صحبت می کردیم در مورد انتخابات. می گفت که اگه تو استرالیا واجد شرایط رای دادن باشی و رای ندی جریمه می شی! جل الخالق. یک بارم داشتیم تو خیابون راه می رفتیم، گفت اگه ماشین رو تو خیابون پارک کنی و یادت بره که قفلش کنی، پلیس جریمت می کنه!
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 12:9  توسط پویان  | 

دار المجانین

دیوونه خونه ست دیگه:. آرتور جرج، جلالی، شفر، قلعه نویی، ذوالفغار نسب، کلمنته، قطبی و چند تا اسم دیگه. آخرشم دایی!
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 18:53  توسط پویان  | 

جنون گاوی!

مسول اورژانس یک دکتر کاندایی ئه (حدود 37-38 ساله) ، خیلی به کارش مسلط ئه و در ضمن خیلی آدم خوبی ئه . دیروز به من گفت که برگشتن به استرالیا چطور بود؟ گفتم سخت،بخصوص بعد از سه ماه. گفت: چرا اومدی استرالیا کلا؟! گفتم هیچی جنون گاوی! بعد من گفتم تو چرا اومدی؟ گفت چون زنم استرالیایی ئه. گفتم خب می رفتی کانادا. گفت از سرما خوشم نمیاد. بعد گفتم خب چرا نرفتی آمریکا؟ در آمد بیشتره و هوا هم خوبه و ... . گفت یک مدتی بودم ولی خوشم نیومد ، فکر می کنند که همه کاره دنیان و از این حرفا.
 
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 14:21  توسط پویان  | 

الکل خون

دیروز کشیک بودم. یک بابایی رو آوردن با آمبولانس و خوابوندن رو تخت. دور گردنش هم گردن بند پلاستیکی بسته بودن که گردنش رو تکون نده. پرس و جو کردم، گفت که داشته با 30 کیلو متر در ساعت رانندگی می کرده ، کمر بند هم بسته بوده که یک نفر دیگه از بغل، سمت شاگرد زد به ماشینش و حالا یک مقدار درد تو گردنش داره. اینجا به خاطر کوچکترین مشکلی، گردن یارو رو ثابت می کنند تا مطمئن بشن که شکستگی نداشته باشه. از «کانسالتنت» پرسیدم که این یارو می گه که یکی دیگه بهش زده بازم باید ازش خون گرفت برای اندازه گیری الکل خون؟ گفت آره، چون اون این حرفو می زنه و معلوم نیست که واقعا راست بگه! رفتم سراغ کیت مخصوص خون گیری. اینجا برای هر تصادف ماشین باید خون گرفت از مریض و برای پلیس فرستاد. خلاصه خون رو گرفتم و فرستادم، بعد گردن یارو رو معاینه کردم که دردی روی مهره ها نداشت و گردن  بند رو باز کردم و طرف رفت پی کارش. ولی حالا آخر بد شانسی ئه که یکی دیگه بهت بزنه بعد جواب الکل خونت بالاتر از استاندارد باشه و گواهینامه ات باطل بشه!!
 
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 14:13  توسط پویان  | 

قلیان

مژده به قلیانی های عزیز:

 قليان با توتون خوانسار آزاد شد؛
وزير کشور در ابلاغيه يي به فرمانده نيروي انتظامي و استانداران سراسر کشور اعلام کرد قهوه خانه هاي داراي پروانه اشتغال مجاز به ارائه قليان با توتون خوانسار به مشتريان خود هستند.

روزنامه اعتماد-11 اسفند 86
 
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 12:28  توسط پویان  | 

طبل بزرگ زیر پای چپ

فیلم «طبل بزرگ زیر پای چپ» رو دیدم. «فرخ نژاد»  بازی می کنه و دو نفر آدم دیگه که توی جبهه گیر افتادن. یک فیلم ضد جنگ خوبی ئه. خوشم اومد. مخصوصا پایان بندیش. از روی یک داستان خلرجی ساخته شده. نمی دونم که اکران شده اصلا یا نه. به هر حال قشنگ بود.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 16:5  توسط پویان  | 

Test Drive

فاصله خونه تا بیمارستان تقریبا ده دقیقه است(پیاده) و همین قدر هم فاصله است تا مغازه ها. توی این مدت تقریبا همه جا رو پیاده می رفتم. الان یک مقدار هوا گرمه و از طرفی هم حوصله ام سر رفت و تصمیم گرفتم برم اینور و اونور گردش. لذا باید ماشین داشت.پریروز رفتم نمایندگی تویوتا و مزدا. از قبل وقت گرفتم که کرولا، کمری و مزدا 2 جدید رو تست کنم. ساعت 3 با یارو قرار گذاشتم. گفت می خوای هر سه تا رو الان امتحان کنی گفتم آره. اول با کرولا شروع کردیم. بهش گفتم که من تا به حال پشت ماشین اتوماتیک ننشستم و از طرفی تو مملکت ما فرمون سمت چپ ئه. گفت آها و در مورد راه انداختن ماشین توضیح داد. بعد گفت بسم الله. منم نا خود آگاه پام رفت رو کلاج. و از اونجایی که ماشین فقط دو تا پدال گاز و ترمز داره پام رفت رو ترمز. بعد دوباره از از سر. آروم آروم را افتادم و رسیدیم سر یه سه راهی که باید می رفتم یک سمت دیگه خیابون. باز تمام جهت ها رو قاطی کردم و به خیر گذشت که اتفاقی نیفتاد. تو راه مدام دست چپم می رفت برای دنده عوض کزدن. خلاصه با سلام و صلوات رفتیم و برگشتیم. ولی می شد ترس رو تو چشمهای یارو خوند! بعد هم کمری رو امتحان کردم و آخر سر مزدا 2، که اصلا قابل مقاسه نیست با کمری و کرولا. یک مقدارشو می خوام پیش بدم و بقیه قسط. موندم بین کرولا و کمری. تا چه پیش آید.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 15:54  توسط پویان  |